![]()
برای یک کار زیبایی، وقت آرایشگاه داشتم اما از اونجایی که کمی زود رسیدم و گرسنه هم بودم تصمیم گرفتم تا به کافی شاپ نزدیک آرایشگاه برم ولی از طرفی عجله داشتم چون به زودی وقتم میشد پس باید سریع بر میگشتم. وارد کافی شاپ شدم و در اون ساعت هیچ مشتری در اونجا نبود. به خانومی سفارشم رو گفتم که گویا تحت آموزش بود و خانوم دیگری هم در کنارشون بود که ایشون رئیسشون بودن و مرحله به مرحله برخورد با مشتری و نحوه سفارش گیری رو آموزش میدادن.
حدود یک ربع برای یک سفارش ساده صبر کردم و باز هم تاکید میکنم که اونجا به جز من مشتری دیگری نبود. بعد از 15 دقیقه دوباره به صندوق مراجعه کردم تا سفارشم رو پیگیری کنم. ایشون گفتن ای وای الان حاضر میکنیم و در عرض سه چهار دقیقه سفارش من آماده شد. بعد بابت تاخیرشون عذر خواهی کردن. بعد گفتند ممنون که ما رو انتخاب کردید در جواب گفتم خواهش میکنم دوباره گفتند روز خوبی داشته باشید گفتم ممنون دوباره گفتند امیدواریم باز هم ببینیمتون گفتم ممنون تا این که در حال برگشتن بودم و با اینکه عجله داشتم نتونستم طاقت بیارم. دوباره برگشتم و گفتم شما اصلا به سفارش من توجه کردید؟ گفتند بله؟ گفتم سفارش من بیرون بر بود پس یعنی عجله داشتم. شما که انقدر مشتری براتون اهمیت داره و دوباره میخواید من به عنوان مشتری برگردم بهتره که روی این نکات توجه بیشتری داشته باشید. جواب اون خانوم که به دیگری آموز میداد به بنده چی بود؟ گفتند: خوبه که عجله داشتید و الان اینجا دارید بحث میکنید.
این کسب و کار فقط به صورت نمادین و تقلیدی یاد گرفته بود که مشتری رو حفظ کنه اما نکته ای که به اون توجه نکرده بود این هست که اگر کیفیت کار و خدمتی که به بنده ارائه میداد خوب بود بنده به صورت خودکار دوباره به اونجا بر می گشتم نه صرفا به خاطر عذر خواهی و خداحافظی گرم و تصنعی.
راه حل: استفاده از نیروهای آموزش دیده حتی اگر هزینه بیشتری را دریافت میکنند زیرا نیروی ارزان، مشکلات زیادتری را برای کسب و کار به وجود می آورد.
مشتری ,گفتم ,گفتند ,رو ,سفارش ,هم ,عجله داشتم ,سفارش من ,که به ,و کار ,کسب و

درباره این سایت